To my 30th

صدای باد شدیدی میاد و دیگه این صدا اذیتم نمیکنه چون ناامنی های خیلی بزرگتری مارو در بر گرفته. دارم درس میخونم و لازم بود بنویسم که وقتی حواسم هست معده‌م بهتره و مثل چند روز گذشته صبح تا شبی شاید درد نگیره و روزگارم رو سیاه نکنه، وسط درس خوندنا فکرای مختلف میاد تو سرم و دقیقه هارو میشمارم تا ۲،۳ بعد از ظهر که قرصه رو بخورم و این هجوم کمتر شه. البته که افکار و ترس ها و هیجانات مربوط به اوضاع کشور مدام هستن و قرصه هم مقابلشون بی فایده‌ست.

تو این چند روز بی اینترنتی یک روز و نیم فلج شدم بخاطر استرس وحشتناکی که از سر گذروندم، و تقریبا زیاد گریه کردم. بعدتر سعی کردم ادامه بدم کنار تموم ترسا و ابهاما و درد معده‌ی وحشتناکم، و کمی به درس خوندن برگشتم.

۱۰۰ گیگ تو گوشیم جا خالی کردم:))) بس که بیکارم و تنها کاری که میشه با گوشی کرد همینه!

و نوشتن ها هم برگشتن، از دیشب دارم چندتایی از وبلاگاتون رو میخونم و متوجه شدم بیشتریتون کانال دارین. چقدر دلم برای دوستای کانالیم تنگه و نگرانشونم.

خوبه که اینجا هست، اما حتی این هم حس خیانت بهم میده تو این اوضاع!

همه‌ش برا این بود که بگم هر لحظه‌ش حواست به معده‌ت باشه بچه که لحظه به لحظه‌ی روزاتو بگا نری! که تو احوال بد بیام بخونم و بدونم بعدش بهتر میتونم بشم!! بس که اون لحظه‌ها فقط به تموم شدن فکر میکنم.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۰۴ ، ۱۲:۲۷
میم

صبح آیینه نشون میداد که جوشهای زیادی که بعد بیهوشی ایجاد و به دست خودم بیشتر و بیشتر شده بود بخاطر این چند روزی که حواسم بوده و اقداماتی انجام دادم تغییرات خوبی داشتن و کمتر شدن. ترازو وزن پایینتری نشونم داد. دیروز تعداد ساعات مناسبی درس خوندم، و میشه گفت میشه امیدوار بود اگر که ادامه داد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۰۴ ، ۰۹:۴۰
میم

اسکرانچیم تو دستم نبود، لحظه‌ی آخر فکر کرده بودم موهامو با کلیپس جمع کردم و اسکرانچی رو از دستم درآورده بودم. یکی از خودکاراشو برداشتم، موهامو پیچیدم و خودکارو کردم تو موهام. یخورده جمع و جور کردم و داشت برامون غذا درست میکرد و نوشیدنی. کارامون تقریبا همزمان تموم شد و نشستیم به غذا خوردن و حرف زدن..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۰۴ ، ۲۱:۰۲
میم

به توصیه مشاور ویاس رو بعد از گاردی که بهش داشتم شروع کردم و نتیجه جالبی داشت، تمرکز بیشتر و خستگی کمتر، اما مشکلم در این لحظه فریز شدنم قبل امتحاناست، چون میدونم به ۱۰۰ که نه، حتی هنوز به ۷۰،۸۰ نمیرسه، به ۵۰ و ۶۰ راضی نمیشم در حالی که اول باید ۵۰ و ۶۰ بشه و بعد آسه آسه بالا بره.. اگر نه رو ۲۰،۳۰ میمونم و دفعه ی بعد تاااازه بخواد بشه ۵۰ و ۶۰..

از کله سحر بیدارم، صبحونه خوردم و قهوه و سریال و روتین پوستی و عکس و همه چی! اما واسه همین نزدیک امتحان بودن سراغ مرور نمیرم، چرا؟ چون فکر میکنم تمرکز ۱۰۰ لازمه که مرور کنم. اما هدف رو چی بذاریم؟ بیشتر از نصف اطفال ۳ تا آخر شب مرور شده باشه، با هر کیفیتی! Deal؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۰۴ ، ۱۰:۲۵
میم

یباره پیچید اون سمت میدون و گفت بریم برام لباس بگیریم؟ گفتم بریم.

قبل‌ترا گفته بود که موذب میشه و همیشه تنها این کارو میکرده.

رفتیم، لباس انتخاب کردیم و پرو کرد و کاپشنش رو نگه داشتم و نظر دادم و استایل متفاوتی نشونش دادم و رفتیم جاهای دیگه و لباسای لازم و قشنگ رو پیدا کردیم و ترکیب نهایی حسابی به تنش نشست، و این پروسه برام قشنگ بود و بهم چسبید:)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۰۴ ، ۱۰:۲۰
میم

ولی خب میشه هم پینترستی زندگی کرد و درس خوند این چند ماه باقی رو، کافیه اتاقم رو مرتب و تمیز نگهدارم و بشه پایگاه درسی:)) چونکه روزانه ۵،۶ تا جای مختلف عوض میکنم و درست نیست، و بعد هم که اداهایی که بلدیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۰۴ ، ۰۲:۳۰
میم

تصورم از آبان پوست خوب و لاغر شدن بود. و روتین شدن درس خوندن شاید. خیلیه و‌ از زاویه ای هم هیچی نیست. 

نشدن اما روز هفتم داروهای هلیکوباکترمه، اکوتان میخورم و پوست بهتر پیش رومه، برا هفته‌ی بعد حتما وقت لیزر میگیرم و دیگه تا اخر اذر باید پوستم بخصوص پوست بدنم بهتر شده باشه. قراره هیچی شیفت نرم! و باید حسابی بخونم و یک دور تموم بشه..

درسته همه‌ش نشد، ولی ابان بی فایده هم نبود. ازمون داخلی تا حدودی تونست برا تغییر مدل درس خوندنم مفید باشه. و خب همه‌ی اینا خوبه. نمیتونم همه هندونه ها رو باهم دست بگیرم، اگر بشه هم واسه توانایی هندل کردنش تمرین و زمان لازم دارم. برای شروع؟ رعایت رژیم امروز و ۶:۳۰ درس خوندن:"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۰۴ ، ۱۰:۲۷
میم

درسته مدتیه حوصله‌م نمیکشه برا خودم قهوه‌ی درست درمون درست کنم، اما دلیل نمیشه ساعت ۲ شب با وسواس دستگاه رو نشورم و از بالا یخ نیارم و برا بچه‌م با حوصله قهوه بار؟ نذارم:))

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۰۴ ، ۰۲:۰۵
میم

Trust the process..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۰۴ ، ۰۰:۳۸
میم

داره بهم فرصت چندماهه داده میشه که به هیچی فکر نکنم و فقط درس بخونم، به هیچی فکر نکنم و دغدغه نداشته باشم! هرچقدر هم مقطعی ولی باز هم تو دنیای بزرگونه همچین فرصتی راحت پیش نمیاد..

بهش درست فکر کن میم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۰۴ ، ۱۳:۱۰
میم