To my 30th

اونچه گذشت و داره میگذره

پنجشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۵۴ ب.ظ

ده روزی بود که بخاطر معده سمت قهوه درست کردن نمیرفتم اما امروز که رفتم براش کلدبرو رو راه بندازم دوباره سیمبا اومد. یادم افتاد یه مراسمی داشتیم اینطوری باهم، تا صدای وسیله هارو میشنید بدو میومد رو صندلی و بعدم رو اپن، تو نزدیکترین جا بهم میشست و هر وری میرفتم کله‌ی گرد و چشمای ورقلمبیده‌ش میچرخید سمتم، اخر سر هم موقع ریختن یخا سرش رو میاورد جلوتر و بو میکرد و در محفظه رو میذاشتم، تو این مرحله جلوتر از من میدویید سمت اشپزخونه مخفی تا درو وا کنم و تو همون حین که دستگاهو میذارم اون تو، بدوعه بره زیر کابینتا قایم شه، اما اخرا یه دست سیمبا و یه دست دستگاه میرفتم داخل. امروز هم تکرار شد. میگن گربه یاد نمیگیره میگن فلانه میگن بهمانه، من اما این کانکشنی که داریم رو خیلی دوست دارم. این که کارای روتین انجام میدیم، این که به هر کسی جز من تاحالا فیف کرده، به این که خیلی وقتا میاد و کنارم یا پایین مبلی که نشستم میشینه و وصله بهم.

به جایی رسیدیم که مثل هزار سال پیش به دوستامون میگیم فایل فلان کتاب یا ویسو داری؟ بیام بگیرم.

دیشب که الی زنگ زده بود بهم که تا ۲۰ ساعت دیگه تموم میشیم و داشتیم شرایط رو اگزجره میکردیم، تموم ساعات پایانی رو پلن میچیدیم. میگفتم یه شب تا صب میشد رف تو خیابونا و معاشرت دسته جمعی و رقص و نور و خوشحالی! منظورم تو این شرایط نیست، وقتیه که واقعا بدونی به هر دلیلی ۲۴ ساعت دیگه زنده‌ای فقط.

تو همون حین بچه‌ها چای دم کرده بودن، اخر شب بود و نمیخواستم بخورم، اما حین صحبت تو یه لیوان کوچولوی قهوه‌ چای ریختم و شات مثلا اخر چای رو زدم.

بهش میگم بیا از این به بعد چند وقت یبار فکر کنیم واقعا ۲۴ ساعت از زندگیمون مونده و صحبت و فکر راجع بهش خوش میگذره:))) متاسفم برای وضعیت جوان ایرانی.

ولی خب نباید اینطور باشه که الی بگه میمیریم، بگم خب؟ همگی تموم میشیم دیگه، راحت.. چیزیه که دلم میخواد، تموم شدن به یکباره‌ی زمین. بی اندوه بازماندگان.

تنگ و گشاد شدن کانال نخاعی و تروما به اون قسمتا رو میخوندم و اینطور بودم که چرا انقدر پیچیدگی؟ چرا پوشال نریختی داخلمون که انقدر بیماریهای عجیب نباشه؟ که مثلا صبح تا شب گذروندنم انقدررر سخت نباشه؟ هر روز یک پروژه‌ی سنگینه تقریبا. 

محتواها غمگینن و ناامید. خودم؟ اونقدرا موقع نوشتن غمگین نبودم، قرصاست؟ شرایطه؟ تا حدی ایمنم کرده جز به درد و غصه‌ی از دست رفته‌ها و درد صبح تا شبی و مزمن معده‌م.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۰/۲۶
میم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی