اولینا:))
يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۲۰ ق.ظ
یباره پیچید اون سمت میدون و گفت بریم برام لباس بگیریم؟ گفتم بریم.
قبلترا گفته بود که موذب میشه و همیشه تنها این کارو میکرده.
رفتیم، لباس انتخاب کردیم و پرو کرد و کاپشنش رو نگه داشتم و نظر دادم و استایل متفاوتی نشونش دادم و رفتیم جاهای دیگه و لباسای لازم و قشنگ رو پیدا کردیم و ترکیب نهایی حسابی به تنش نشست، و این پروسه برام قشنگ بود و بهم چسبید:)
۰۴/۰۹/۲۴